| بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت | |
| همیشه یار دل من! خدا نگهدارت! | |
| چو اشک بر سر بازار دیده پای گذار | |
| الا که گرمتر از م است بازارت! | |
| نشستهاند به راه و ستادهاند به صف | |
| پیمبران الهی به شوق دیدارت | |
| سلامت دو جهان را به هیچ انگارد | |
| عنایتی که تو داری به جان بیمارت | |
| مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست | |
| دلم مباد نباشد اگر گرفتارت! | |
| مطاع مهر تو سرمایهای است بی نقصان | |
| دلم خوش است بدین مایهام خریدارت | |
| رسان به تربت زهرا سلام ما و بگو | |
| بده ز دور جواب سلام زوّارت | |
| سری ز پنجرهی خانهات درآر و ببین | |
| به صد امید نشستیم پشت دیوارت | |
| قبول شعر مؤیّد» نکوترین صله است | |
| قبول کن که نباشد جز این سزاوارت |
زیارت جامعه کبیره؛ معجزه علمی امام هادی(ع)/ صحیفه امام شناسی شیعه
,ز ,جان ,دیدارت ,شوق ,سلام , ,شوق دیدارت ,بیا که ,آمد ز , دلم

درباره این سایت